صفحه اصلی
ویترین
نسخه موبایل
ایمیل به ما
ارتباط با ما
تبلیغات شما در وب
خبر خوان

ماندن است مانده روی دستهای من
در این همه مسافر حرم نبود جای من؟
رفیق عازم سفر، فقط «سلام» را ببر
سفارش مریض حضرت امام را ببر
بارگاهی كه به شهر مشهد بپاست هم برای من مدینه هم كربلاست
خاك پاكش را غرق بوسه می كنم چون كه جای پای اربابم رضاست . . .
.
.
.
با نام رضا به سینه ها گل بزنید ، با اشك به بارگاه او پل بزنید،
فرمود كه هر زمان گرفتار شدید، بردامن ما دست توسل بزنید . . .
![]()
اگر یه پروانه نشست رو شونت،حتما بکشش…اون بی سلیقه همون بهتر که بمیره!...
==============================
این اس ام اس رو فرستادم تا کارمندای مخابرات گشنه نمونند
(مهسا)
==============================
اگر یه پروانه نشست رو شونت،حتما بکشش…اون بی سلیقه همون بهتر که بمیره!
(پگاه)
==============================
اگر کردی مرا روزی فراموش
در آید در دماغت 100 عدد جوش !!!
(لادن)
==============================
از یارو می پرسن اسم کوچیک جومونگ چیه؟
میگه: افــــسانه...
(علیرضا)
===============================
روم به دیوار، گلاب به روت، تا این اس ام اس رو بخونی من برم دستشویی و برگردم!
(shabnam)
===============================
قابل توجه آقایان: با توجه به در نظر گرفتن قیمت جدید سکه دیه از مهریه ارزانتر است.. حالا تصمیم با شماست
(سارا)
==============================
اگر ۱۰ تا گل رز دستت گرفتی و رفتی جلوی آینه و دیدی ۱۱ تاست، تعجب نکن…
این نشون میده که تو هم کوری هم کودنی هم دچار توهم شدی!
(بابک)

آنچه که هستی هدیه ی خداوند به توست و آنچه که می شوی هدیه تو به خداوند است ، پس بی نظیر باشد .
بی تو گلشن چو زندونه به چشمم ، گلستون آذر ستونه به چشمم ، بی تو آرام و عمر زندگانی ، همه خواب پریشونه به چشمم .
دور بودن از عزیزان مشکل است ، امتحان با وفایی در جدایی حاصل است ، گرچه من دورم ز پیشت ای رفیق ، دوریت دریا و یادت ساحل است .
من اسیر واژه محبتم ، خالی از کینه دل و حسادتم ، عاشق دست های با رفاقتم ، زندگی اینجوری داده عادتم .
روزم خوش است چراکه برای تو میخوانم ، شبم خوش است چراکه برای من میخوانی ، روزگارم خوش نیست چراکه با هم نمیخوانیم .

در انتظار دیدنت همه دلها بیقرارند
ای تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار
به خدا سوگند دنیا را آذین می بندیم اگر لحضه آمدنت را بدانیم …
ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد
سوگند به هر چهارده آیه نور
سوگند به زخم های سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر می گردد
مهدی به میان شیعه برمی گردد
یا امام زمان انتظار هم از نیامدنت بی تاب شد …
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم نه؛ ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی
بر چهره پر ز نور مهدی صلوات بر جان و دل صبور مهدی صلوات
تا امر فرج شود مهیا بفرست بهر فرج و ظهور مهدی صلوات
سئوالی ساده دارم از حضورت من آیا زنده ام وقت ظهورت
اگر که آمدی من رفته بودم اسیر سال و ماه و هفته بودم
دعایم کن دوباره جان بگیرم بیایم در رکاب تو بمیرم
هنوزم انتظارو انتظار است هنوزم دل به سینه بی قرار است
کاش می شد در میان لحظه ها لحظه ی دیدار را نزدیک کرد
میلاد نور پیشاپیش مبارک
کاش می شد اشک را تهدید کرد مدت لبخند را تمدید کرد
میلاد نور پیشاپیش مبارک
در انتظار دیدنت همه دلها بیقرارند ….. ای تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار
به امید روزی که متن تمام اس ام اس ها یک جمله باشد و آن : مهدی آمد
این عشق آتشین زدلم پاک نمی شود / مجنون به غیر خانه ی لیلا نمی شود
* تو به معنای واقعی کلمه دریای عمیق پر از معنایی و من را نیز غرق معنای خویش کردی.
* زندگی را دور بزن و آنگاه که بر تارک بلندترین قله ها رسیدی ، لبخند خود را نثار تمام سنگریزه هایی کن که پایت را خراشیدند .
* عشق است با تو بودن / با تو و از تو سرودن / شیرین بود اولین نگاه / عشق و از چشات ربودن.
* در خلوت تنهایی ام ، حضور مبهمت و تصویر گنگ نگاهت مرهمی است بر دردهای کهنه دلم ، بی تو ، شبهایم ، بدون شبگرد عشق ، مرگ بارترین شبهاست .
* مهم این نیست که قطره باشی یا اقیانوس ، مهم این است که آسمان در تو منعکس شود.
* فاصله تابش خود را بر دیگران تنظیم کن ، خداوند
خورشید را در جایی نهاد که گرم کند ولی نسوزاند .
از فرش فروشی مزاحمتون می شم. اجازه میدین دلمو فرش زیر پاتون كنم تا هیچ جا جز دل من پا نزارین ...
آلکسا لنگویرا هنگام نوشتن اس ام اس در یک چاه فاضلاب با ارتفاع حدود 1.5 متری افتاد. اینجاست که می توان گفت نوشتن اس ام اس خطرناک تر از آنفلوآنزای خوکی است.
نگران نباشید حال این دختر سر به هوا خوب است. او در این اتفاق از نظر فیزیکی آسیب جدی ای ندیده است و فقط کمر و شانه اش کمی خراش برداشته است، البته یکی از کفش هایش را در فاضلاب گم کرده که همین کمی او را دچار مشکل کرده.
مادر آلکسا گفته که دخترش بدلیل فضای بسیار کثیف فاضلاب و همچنین گم شدن کفشش، از نظر روانی شوکه شده است.
گویا الکسای بدشانس زمانی در چاه افتاده است که کارگران مشغول قرار دادن تابلوی خطر بودند.
خانواده لنگویرا می گویند که می خواهند شکایت کنند؛ اما از کی؟
از شهرداری، اداره مخابرات، شرکت سازنده موبایل یا خود آلکسا؟
به هر حال شما با خیال راحت می توانید به این قضیه بخندید زیرا خوشبختانه این اتفاق مشکل خاصی به وجود نیاورده است. فقط این دختر خانم از این به بعد با دقت بیشتری هنگام راه رفتن اس ام اس تایپ میکند.